
براي تبادل لينک ابتدا لينک مارو بانام:.:: b i a 2 ::. در
وبلاگ ياسايتتان قراردهيد ،
سپس از طریق فرم نظرات به ما خبر دهيد تاما هم اين کار رو براي شما بکنيم.
هفته سوم مرداد 1388
هفته چهارم تیر 1388
هفته اوّل تیر 1388
هفته چهارم خرداد 1388
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اسفند 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته سوم آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته اوّل آبان 1386
هفته چهارم مهر 1386
هفته دوم مهر 1386
هفته اوّل مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته سوم شهریور 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته سوم مرداد 1386
هفته دوم مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته سوم تیر 1386
هفته دوم تیر 1386
هفته اوّل تیر 1386
هفته چهارم خرداد 1386
هفته چهارم اردیبهشت 1386
هفته سوم اردیبهشت 1386
هفته دوم اردیبهشت 1386
هفته اوّل اردیبهشت 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته سوم فروردین 1386
هفته دوم فروردین 1386
هفته اوّل فروردین 1386
هفته چهارم اسفند 1385
هفته سوم اسفند 1385

میدونم قدیمیه. ولی آخه چرا رون بدبخت اون پشته و اون هرمیون...
[+]
نوشته شده توسط رضا در 15:59
|
|
هرمیون گرنجر، بازیگر دختر موارد زیادی را به حراجی خیریه اتحادیه ماهی قرل آلا وحشی کمک کرد. کمک او عبارت است از: یک دستگاه قطار سریع السیر هاگوارتز که خودش، روپرت و دنیل آن را امضا کرده، و یک کیف بزرگ مربوط به عوامل و دست اندرکاران فیلم که شامل یک پیغام تشکر از دیوید یاتس و تولیدکنندگان است.
[+]
نوشته شده توسط رضا در 15:43
|
|
[+]
نوشته شده توسط رضا در 15:52
|
|
[+]
نوشته شده توسط رضا در 15:47
|
|
درسته که این عکس ها مال فیلم قبلی هری پاتره ولی به نظرم خیلی جذاب اومدن امیدوارم خوشتون بیاد
نظر فراموش نشه
[+]
نوشته شده توسط رضا در 15:46
|
|
این هم یه عکس با حال

[+]
نوشته شده توسط رضا در 15:45
|
|
پس از مدت ها انتظار نام کتاب هفتم از سری هفتگانه هری پاتر اعلام گردید..
پس از مدتها انتظار خانم رولینگ بالاخره در سایت خود نام کتاب هفتم را اعلام کرد که از قرار معلوم با توجه به نام این کتاب قصد دارد که ماجراهای سری کتابهای هری پاتر را به پایان برساند.
نام لاتین: Harry Potter and the Deathly Hallows
نام فارسی کتاب :هری پاتر و تقدیس مرگبار
[+]
نوشته شده توسط رضا در 15:44
|
|
ديروز روز جهاني كتاب بود و به همين مناسبت در يك نظرسنجي از خوانندگان كتاب خواسته شده بود كه "ده كتابي كه بدون آن زندگي برايتان ممكن نيست" را معرفي كنند.
نتايج اين نظرسنجي در يك فهرست منتشر شد كه كتاب هاي هري پاتر، با 12 درصد آراء در رده چهارم قرار گرفتند. كتاب "غرور و تعصب" با 20 درصد و "ارباب حلقه ها" با 17 درصد در رده هاي اول و دوم قرار گرفتند
[+]
نوشته شده توسط رضا در 15:41
|
|
دنیل رادکلیف قراردادش را برای ایفای نقش در دو فیلم بعدی شاهزاده دورگه و قدیسان مرگ امضا کرد و حضورش قطعی شد. در ماه سپتامبر (مهر) دنیل برای شاهزاده دورگه جلوی دوربین خواهد رفت. هنوز خبری از حضور روپرت گرینت و اما واتسون در دو فیلم بعدی نیست، اما روپرت پیش از این صراحتا تمایل خود را برای باقی ماندن در مجموعه بیان کرده بود.
فيلم هري پاتر و شاهزاده دورگه در جمعه 21 نوامبر 2008 (اول آذر 1387) و فيلم هري پاتر و قديسان مرگ در سال 2010 اكران خواهد شد
[+]
نوشته شده توسط رضا در 15:41
|
|
1. ناامیدی بزرگ دامبلدور
هری به همراه دامبلدور در بالای برجی بودند که علامت شوم اونجا بود.
هری شنل نامرئی را پوشیده بود که دامبلدور دستور داده بود قبل از رسیدن
به برج اونو بپوشه. هری صدای پاهایی را شنید و به اطراف نگاه کرد اما
دامبلدور با حرکتی به او گفت که به عقب بره.هری چوبدستی اش را بیرون
کشید و به دیوار پشتش چسبید. جالب اینجاست که تمام این اتفاقات به
سرعت می افتد! چرا دامبلدور هری را منجمد کرد؟ هری که زیر شنل
نامرئی بود و از خطر در امان بود. تنها توجیهی که میشه ارائه داد اینه که
دامبلدور از قبل برنامه ای برای مرگ خودش داشته (تا به نظر بیاد که
مرده) و نمی خواسته که هری صدمه ببینه برای اینکه هری باید شاهد
ماجرا می بود و به همه می گفت که دامبلدور مرده. شاید هم دامبلدور به
اسنیپ قول داده باشد که هری مداخله نکنه چون هم حس هری نسبت به
اسنیپ رو میدونست و هم اینکه میدونست اسنیپ باید چه کار کنه. تنها
حدسی که در مورد منجمد شدن هری میشه زد اینه که دامبلدور حتی بدون
فکرکردن، هری را منجمد کرد...از اینجا میفهمیم که دامبلدور از قبل این
برنامه رو داشته است.
2.هنگامی که دامبلدور با دراکو صحبت میکرد به دراکو راه جالبی رو
نشون داد. دامبلدور پیشنهاد داد که از مادر مالفوی محافظت کنه تا هنگامی
که پدرش- لوسیوس- از آزکابان آزاد بشه . این خیلی جالبه. دامبلدور میگه
راهی رو بلده که میتونه نشون بده دراکو مرده در حالی که چنین نیست . آیا
این همان راهی نیستکه دامبلدور برنامه ی آن را داشت؟
3.فوکس هیچ تلاشی برای محافظت از دامبلدور نکرد.
ما دیدیم که فوکس در آخرین لحظات به کمک هری آمد و در تالار اسرار
هری را نجات داد و همچنین دامبلدور را. میدونیم که فوکس در اطراف
برج بوده چون بعد از مرگ دامبلدور خودش رو نشون داده و دامبلدور قبل
از رفتن به غار داشته با اون حرف می زده. پس چرا این بار به کمک
دامبلدور نیامده بود تا جون اونو نجات بده؟
من فکر میکنم که دامبلدور خودش نمیخواست زندگی اش حفظ بشه و این
حرف، تئوری ای را که همه ی اینها نقشه ی دامبلدور بوده رو تایید
میکنه.یعنی دامبلدور خودش میخواست که اون شب بالای برج بمیره.
4.طلسم آواداکداورا
وقتی که به طور دقیق قسمتی که اسنیپ دامبلدور رو میکشت می خوندم ،
یه چیز عجیبی تو ذهنم بود که زیاد بهش توجه نکردم ... اما بعدش این
اولین قسمتی بود که باعث شد فکر کنم دامبلدور نمرده. ما در قسمتهای قبل
خواندیم که طلسم آواداکداورا باعث مرگ آنی و افتادن فرد روی زمین
میشه. به هر حال وقتی اسنیپ از این طلسم علیه دامبلدور استفاده کرد ،
دامبلدور به هوا پرتاب شد و از برج به پایین افتاد . چرا این طلسم نسبت به
دفعات قبلی که آن را دیدیم متفاوت عمل کرد؟
شاید طلسمی که اسنیپ استفاده کرده متفاوت بوده . توجه داشته باشید که کل
اشاره کتاب روی طلسم های بی کلامه . پس ممکنه اسنیپ گفته باشه
آواداکداورا اما طلسمی که در ذهنش بوده این نبوده فقط طلسمی بوده که
باعث میشده دامبلدور مرده به نظر بیاد همین طور عنوان فصل هم
مشکوک به نظر میاد : برج صاعقه زده.
و این همون چیز بدشگونی هستش که تریلانی در صفحه ی 290 فصل
25 به اون اشاره کرده پس اسنیپ در این قسمت از طلسم آواداکداورا
استفاده نکرده فقط یک نوع طلسم بوده که نور سبز رنگ ایجاد می کنه!!!
5.اتفاقی نمی افته مگر این که بخواهی
در محفل ققنوس ما یه چیز جالب از بلاتریکس شنیدیم
(هنگامی که هری اونو طلسم کرد).
اگر اسنیپ داشته برای دامبلدور کار می کرده و اگه اسنیپ ذره ای فکر می
کرده که نمی خواد اونو بکشه ،طلسم دامبلدور رو نمیکشت اما شاید اونو
بدجوری زخمی میکرد که به نظر مرده بیاد.
6.سوگواری ققنوس
دقیقا بعد از مرگ دامبلدور هنگامی که همه در درمانگاه جمع شده بودند و
هری میگفت که اسنیپ چگونه دامبلدور رو کشته،اتفاق مهمی افتاد :
همه اونجا بودند. رون و خونوادش،هرمیون،تانکس و لوپین. اما مادام
پامفری این قضیه رو می گه که صدای ققنوس میاد و پس از آن نیز بارها
به نغمه ی ققنوس اشاره میشه.
... و ققنوس فقط غم و اندوه بقیه را نمایش می داد.
آیا فراموش کرده اید که اشک ققنوس خاصیت درمانی دارد؟
این مادام پامفری بود که اشک بر چشمانش نشست. او نیروی درمانی
ققنوس را میدونست و برای همین به یه موضوع عجیب پی برد. به هر
حال این متن می خواست بگه که فوکس در حال گریه کردن بوده و می
خواسته کسی رو درمان کنه. شاید ققنوس نتونه کسی رو از آواداکداورا
نجات بده ولی اگه دامبلدور با یه طلسم که اون رو مرده نشون بده ، اونوقت
چی؟؟؟؟
7. کسی چوبدستی دامبلدور رو ندید.
اولین چیزی که در شب حادثه اتفاق افتاد خارج شدن چوبدستی دامبلدور از
دستش بود.
اما الان چوبدستی دامبلدور کجاست؟
میدونیم که چوبدستیه یه جادوگر خیلی براش مهمه. پس جادوگری به قدرت
دامبلدور،خیلی براش مهمه چوبدستـیش دسـت آدم های بد نیفته! اما تا
اونجایی که میدونیم ،هیچکس چوبدستی دامبلدور رو تکه تکه نکرد. بعد از
اون صحنه ی بالای برج دیگه به چوبدستیه دامبلدور اشاره ای نشد. پس
چوبدستی دامبلدور در دست خودشه و اینکه چون هنوز زندست به
چوبدستیش، احتیاج داره!
8. نه جسدی ، نه گریه ای.
تنها وقتی جسد دامبلدور را دیدیم که چند لحظه بعد از مرگش روی زمین
افتاده بود و هری در کنارش زانو زده بود . هاگرید جسد دامبلدور را قبل
از مراسم خاکسپاری جابه جا کرده بود و مدتی آن را تنها گذاشته بود و در
مراسم جسد در تابوت بود.
ما هیچ وقت جسد دامبلدور را ندیدیم ،چگونه مطمئن باشیم که جسد آنجا
بوده؟؟؟
[+]
نوشته شده توسط رضا در 15:39
|
|